جسیکا

جسیکا
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۳/۱۲/۲۵
    help
آخرین نظرات

خواستگار

پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۵۱ ب.ظ

5ساله هست که کلی خواستگار دیدم همه جوریش داشتم

مامانم بهم میگه تو تکلیفت مشخص نیست خیلی ها رو راه میدی که به هم سنخیتی ندارن

مثلا از کارخونه دار بگیر تا گج کار ساختمون

ولی این اخریه دیگه خیلی نوبره من خواستگار مداح داشتم کیس اخری که راه دادم خوانندستsmiley(www.shabhayetanhayi.ir (22)

خداییش خودمم تو کار خودمم موندملبخند MSN 4

اخرش این بخت برگشته خوش اقبال چی و چکارست الله اعلم والا ما که تو کارش موندیم

شما دعا بفرمایید

بعد از «بله گرفتن» تازه اول راهید! مراحل ازدواج,ازدواج,مراسم خواستگاری,مراسم خواستگاری تا عروسی

  • جسیکا ...

نظرات  (۷)

سلام
خسته نباشی دوست عزیز
وبلاگ جذابی داری.مطالبش هم عالیه.ان شاءالله همیشه تنت سلامت و دلت شاد باشه.
موفق باشی
  • مجید رحیمی
  • :)
    پاسخ:
    خسته نباشی دلاور
    پست جدید گذاشتی خبرم کن:)
    پاسخ:
    ای بچشم
    سلام عزیز دلم، ای بابا شوخی کردم،تو مثل خواهرم هستی و خیلی دوست دارم گلم.
    پاسخ:
    ممنونم لطف داری عزیزم
    اخه حق داری غیر قابل باوره
  • مرتضی شایان
  • بعد از 5 سال کسب تجربه(به گفته شما)، اگر باز هم در جلسات خواستگاری استرس داشته باشید، دیگر نوبر است.
    پاسخ:
    اره دیگه استرس معنا نداره مثل مهمونی شبانه میمونه
    دیگه خسته کننده شده تا هیجان انگیز
    سلام جسیـــــــــــــــــــــــ
    وااااااااااااااااااای وبت فوق العادس همشون عاااااااااااااااااااالی هم خندیدم هم خیلی تعجب کردم خوشحالم که برگشتی
    در ضمن میدونی که نمیتونم لینکت کنم ولی حتما همیشه میام:)
    پاسخ:
    ممنونم عزیزم خوشحال شدم پیامت رو دیدم
    اره نه میتونی لینکم کنی نه من میتونم به این ادرس برات کامنت بذارم
    خوشحال میشم بهم سربزنی عزیزم

    حالا بگو  ببینم شیطون این همه خواستگار که میگی وجود خارجی هم دارند؟اگر دارند پس اعتماد به نفس بالایی داری  چون  احتمالا  همشون تو رو نپسندیدند و  خوششون نیومده و رفتند..پس تو تکلیفت روشنه عزیزم....

     

     

     

    پاسخ:
    ههههههههههههههههههههههههههههههههههه
    من اگه بخوام همه خواستگارام رو بنویسم کلی زمانم گرفته میشه
    یه بار اومدم وبلاگ بزنم مثل بقیه ولی حوصلم نکشید همه رو یادم بیارم و البته اصلا نمیتونستم
    یه جورایی تو فامیل خواستگارای من معروفن
    میتونم به جرات بگم از بین این همه خواستگار که حتی تعداد اوناکه با هم صحبت کردیم هم از دستم در رفته بگم که دوتاشون دیگه نیومدن
    اونم یکیش جلسه سوم خیلی پرو گری کرد حالشو جا اوردم یکی هم نسبت به سنم بچه بودم و کلی سوتی دادم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    اهان یکی هم بود که اصلا حرفم نزدیم و دیگه هم خبری نشد
    ولی بقیه رو خودم رد کردم
    به خودت فشار نیار من خودمم اگه کسی بهم بگه باورم نمیشه حقیقت داشته باشه
    اتفاقا یکی از دوستام میخواد یه رمان دربارم بنویسه بهش گفتم بر حقیقتش تاکید کنه
    ببخشید خیلی شد:)
    خدا هم اینجوری بهم حال میده دیگه
    دیگه برای جلسات خواستگاری استرس ندارم کاملا برام مثل مهمونیه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی